برچسب:
نویسنده: نیما محمدی
کلا هر کی کارم داشت دوست داشتم اول یه کتک جانانه بزنمش! چقدرم من تا حالا تو عمرم کتک زدم!!!
به هر حال هر چی میگفتم عجیجم ستاره جونم لبخند بزن....باز می رفتم تو حس عنقی!
به خودم می گفتم آخه چته....چرا اینجوری شدی میگفتم نمیدونم!
تا اینکه عصری اومدم خونه و دیدم بععععله!
بیخود نیست کلی جک واسش میگن!
واقعا!
بیچاره همکارام!
برچسب:
نویسنده: نیما محمدی